خرید بک لینک

توی پست قبلم یه نفر متنمو خونده بود و با من هم دردی کرده بود !

آدرسشو درست نزاشته بود

شایدم اشتباه گذاشته بود

در هر صورت میخوام از همین پست برات پیام بفرستم که مرسی که متنمو خوندی

مرسی از وقتی که برام گذاشتی

ای کاش آدما توی زندگی واقعی هم اندازه همین چند ثانیه به آدم وقت میدادن...

راستی 18 بهمن تولدم بود اما اینقدر دل نداشتم هیچ جا پست نزاشتم

ای کاش اون سال 18 بهمن نوید میموند

بهم تبریک میگفت

بهم یه کیک با شمع میداد

با یه شاخه گل

چی میشد ؟

چی کم میشد؟؟

زندگی خیلی قشنگ تر میشد...

شاید اینجایی که الان هستم نبودم

یکی میگفت مهاجرت 30 سال اولش سخته!

سی سال...

فکر کن سی سال دیگه من 60 سالمه

و دیگه مردم یا زنده ام؟

رو پیشونیم خط افتاده

امروز اینقدر حالم بد بود اینقدر دل گرفته از آدما بودم

دوباره برگشته بودم به خاطرات بد توی ایران

خواب میدیدم یه نفر یه مرد پیر به حجابم گیر داده بود

بهم فحش میداد

تحقیرم میکرد

بهم دست میزد و میگفت حجابتو رعایت کن!!

حس میکنم عین اینو جایی دیده بودم

حس میکنم قبلا برام اتفاق افتاده بود

چون خیلی حس نزدیکی بود

میتونستم اون استرس رو با تموم وجودم حس کنم

چرا ما ایرانی ها؟

نه نگید که خودمون خواستیم

خودمون نخواستیم

دست تقدیر برامون اینو رقم زد

بازم خدایا شکرت

خدایا شکرت

خدایا شکرت

دوست دارم خدا جون

از روزی که اینجا مینوشتم حس میکردم یکی از مخاطبام تویی

رفیق موندگار...

برام دعا کنید

اگه کسی این متنا رو میخونه برام پیام بزاره

تو حالی هستم که هرچیزی میتونه برام نقطه قوت ایجاد کنه

ممنونم پیشاپیش

برچسب: نویسنده: کسری کریمیان تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 17:46

صفحه بندی